Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

 

http:\\farmahin.netfirms.com

   ایام پر برکت ماه شعبان المعظم بر مشتاقان فرج مبارک باد --- به وب سايت فرمهين خوش آمديد --- براي ارسال عکسهاي خود در باره فرمهين از اين ايميل استفاده کنيد: farmahinweb@yahoo.com ---          براي بهتر ديدن مطالب سايت فونت Nazli را نصب كنيد.       براي لود كامل صفحه كمي صبر كنيد

خانه

نظرات

آشنايی با فرمهين

مراسم

مذهبی

گويش

به روايت دهخدا

نقشه فراهان

عكسها

جستجو در اين وب سايت و سراسر وب:

گفتگو و تبادل نظر با ساير فرمهيني‌ها در سراسر جهان در
گروه فرمهين.
 با عضويت در اين گروه مي‌توانيد مطلب بفرستيد، فايل آپلود کنيد و ...

آشنايي با فرمهين

اگر تا كنون نام فرمهين را نشنيده‌ايد و يا دوست داريد بيشتر با آن آشنا شويد ما در اين جا به معرفي اين مكان به شما خواهيم پرداخت.ولي قبل از آن مايليم علت راه‌اندازي اين پايگاه وب را روشن كنيم.
ما در اين پايگاه اينترنتي قصد داريم كه شمارا با آداب و سنن تاريخ و پيشينه وبسياري مسائل فراموش شده در مورد اين مكان آشنا كنيم
در حال حاضر فرمهين شهري است كوچك در منطقة پر قدمت فراهان كه اين منطقه هم‌اكنون يكي از بخشهاي شهرستان تفرش مي‌باشد و شامل حدود هفتاد پارچه روستا مي‌باشد. البته لازم به ذكر است كه اين منطقه قبل از تقسيمات كشوري نواحي بزرگتري را شامل بوده است.
فراهان به دلايل فراواني شهرت دارد. كه يكي از اين دلايل مفاخر اين سرزمين مي‌باشد بزرگ مرداني چون ميرزا ابوالقاسم قائم مقام فراهاني در عرصه سياست و ادب ، ميرزا تقي خان فراهاني مشهور به اميركبير اسوه عرصه  سياست توأم با ميهن دوستي و اديب الممالك فراهاني در زمينه ادب وفرهنگ و بسياري ديگر از اين زمره اند. البته حاصلخيزي اين خطه نيز زبانزد است و گندم فراهان درگذشته شهره بوده است.

لغت فراهان از لغات قديمي و از دير زمان نام همين محل بوده است. در تاريخ قم كه در اواسط نيمه دوم قرن چهارم نوشته شده بيش از ده جا با همين كلمه روبرو مي‌‏شويم و مي‏‌بينيم دهستاني را به همين نام ياد كرده است و حدود پنجاه ده را از توابع آن دانسته است.  (1) 
ميرزا ابوالحسن فراهاني صاحب كتاب «شرح ديوان انوري‏» و شيخ علي نقي ‏فراهاني صاحب «رساله حرمت دخانيات‏»از دانشمندان سده دهم و يازدهم هجري ‏و گروهي ديگر از دانشمندان منسوب به همين فراهان هستند. (2)
 صاحب «تاريخ اراك‏» مي‏‌نويسد:جلگه وسيع فراهان كه شهر اراك در جنوب‏ شرقي آن قرار گرفته است اكنون به چند بخش تقسيم مي‏‌شود كه مركز آن فراهان‏ و شمال آن آشتيان و جنوب شرقي آن مشك ‏آباد است.(3)  
در كتاب «فرهنگ جغرافيايي ايران‏» آمده: فراهان از سه قسمت‏ به نام بالا و پايين و سادات، تشكيل مي‏‌گردد و يكي از قراي مهم فراهان «هزاوه‏» است كه ازقراي خوش آب و هواي فراهان سادات است همانجا كه مولد رجالي مانند اميركبير، ميرزا بزرگ فراهاني و ميرزا ابوالقاسم قائم ‏مقام فراهاني است. (4)
 فرمهين (5) (كه مركز بلوك فراهان است) و كل بلوك فراهان، و فراهان فعلي، همه جزئي از عراق عجم به شمار مي‌‏آمده است
.

فرمهين در 45 كيلومتري شهر اراك - مركز استان مركزي- و در شمال آن شهر واقع شده است. اين شهر مركز بخش فراهان مي‌باشد.فرمهين تاسال 1372 هنوز يك روستا بود و مركز دهستان فرمهين و همچنين منطقه فراهان بوده و هست .  اگر در لغت نامه دهخدا به دنبال واژه فرمهين بگرديد دو بار اين واژه را خواهيد يافت. اين امر به اين دليل است كه در گذشته شهرستان اراك به چهار بخش تقسيم شده بود كه فرمهين مركز يكي از اين چهار بخش بود وبه همين دليل به آن بخش نيز نام فرمهين داده بودند. براي اطلاعات بيشتر اينجا را كليك كنيد. پس يكي از دو فرمهيني كه شما در لغتنامه مي‌يابيد بخش فرمهين و ديگري هم روستاي فرمهين است.

در سالهاي اخير به علت افزايش جمعيت و مشكلات ديگر شهري باعث شده كه براي شهرهاي يزرگ از قبيل تهران، تبريز، مشهد و … شهرهاي جديدي در نظر بگيرند كه اراك نيز از اين قاعده مستثني بنوده است . اراك با توجه به افزايش جمعيت 5/8 درصد سالهاي 65 - 55 و 6 درصد سالهاي 70 - 65 و ديگر مشكلات شهري از قبيل موانع طبيعي براي توسعه پيوسته، كمبود خدمات و … باعث ايجاد شهر جديد در منطقه اراك شده است.
در برنامه 5 ساله دوم توسعه اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي استان مركزي (78 - 73) براي محور اراك فراهان يك شهر پيشنهاد شد كه با توجه به دلايل ارائه شده در زير فرمهين را به عنوان شهر جديد در اين محور انتخاب كردند و اين انتخاب با ديگر شهرهاي جديد ايران يك تفاوت دارد و آن اين بود كه شهر جديد فرمهين داراي يك هسته اوليه است ولي ديگر شهرهاي جديد در زمينهاي بكر و دست نخورده ايجاد شده‏اند مانند مهاجران، مجلسي، انديشه و …. بالاخره دلايل مكانيكي شهر جديد در محور اراك –فراهان به قرار زير است:
1-جمعيت 2-اشتغال 3-تامين آب مصرفي 4-فاصله مناسب تا ظهر اراك 5-دسترسي به شبكه ارتباطي 6-حفظ اراضي كشاورزي 7-آب و هوا و محيط زيست 8-رابطه متقابل با روستاهاي ناحيه 9-زلزله خيزي منطقه 10-هويت شهر جديد 11-زمين شناسي

هم‌اكنون اين شهر مساحتي در حدود چهار كيلومتر مربع دارد و جمعيت آن درحدود 2400 نفر مي‌باشد و زندگي مردم آن شهري-روستايي است. قابل ذكر است : اين شهر از مجموع دو روستاي مجاور هم يعني فرمهين و شاه آباد تشكيل شد. كشاورزي و دامداري هنوز دراين شهر وجود دارد.ولي با اين حال كم‌كم روح روستايي از اين شهر رخت برمي‌بندد و چهرة سرد شهري جايگزين آن مي‌شود. در شمال اين شهر يك شهرك صنعتي ايجاد شده است .كه در اشتغال‌زايي منطقه تأثير بسياري داشته است. در اين شهر يك واحد دانشگاه آزاد و يك واحد دانشگاه پيام نور در حال فعاليت هستند. دو علي و دو اسماعيل. يادشان به خير و روحشان شاد (براي ديدن عکس بزرگ کليک کنيد)

فرمهين و روستاهاي اطراف آن دهستان فرمهين را تشكيل مي‌دهند كه در دشت وسيع فراهان قرار گرفته و از دير باز بين اهالي منطقه به حاصل خيزي خاك و كثرت جمعيت اشتهار دارد و فراورده هاي كشاورزي روستاهاي اين دهستان حبوبات و غلات است كه مقادير زيادي از آنها از منطقه صادر مي گردد راههاي روستائي كلا شوسه بوده و اهالي براي تردد در آنها با هيچ مشكلي مواجه نيستند، قاليبافي از رونق زيادي در بين روستاها برخوردار مي باشد و بافت كيسه‌هاي حمام از كارهاي دستي زنان روستايي اين منطقه است و معروفيت خاصي داشته است.

در 4 کيلومتري شمال فرمهين محلي به نام زلف‌آباد است که اين مکان هم اکنون با مرکزيت يک امامزاده شناخته شده است. نام مبارک اين امامزاده «احمد بن علي -عليه السلام- » است. که ايشان از فرزندان امام موساي کاظم -عليه السلام- مي‌باشند. اين مکان پس از از ميان برچيده شدن «مزارستان» در حاشيه فرمهين قديم، مدفن مردگان فرمهين نيز به شمار مي‌رود. اين محل مقدس جايگاه بعضي مراسم مانند «اول تابستان» و «زنجير زني عصر عاشورا» نيز مي‌باشد. اين امامزاده به اعتقاد مردم فرمهين -و در امروز فراهان- گره خورده است و «معجز نما» دانسته مي‌شود.امامزاده احمدبن علي عليه السلام در زلف آباد (براي ديدن عکس بزرگ کليک کنيد)

اما در مورد تاريخچة فرمهين بايد گفت: اين مكان در گذشته يكي از مزارع شهر دلف آباد (قدمت اين شهر به دوره ايلخاني برمي‌گردد) بوده و در 4 كيلومتري جنوب آن شهر واقع بوده است. گويا مردم آن زمان دلف‌آباد ميانة خوبي با شاهان و حكومتها نداشته‌اند و با دولت در جنگ و نزاع بوده‌اند. از همين رو -به روايتي- اين شهر نام ظلم‌آباد به خود گرفت كه بعد از آن تبديل به زلف‌آباد -كه اكنون معروف است- شد. نقل است كه مردم آنجا راهروهايي زيرزميني براي زمان گريز ساخته بودند (بقاياي اين راهروها در بعضي از خانه‌هاي قديمي فرمهين سرباز كرده‌اند).در زمان فتحعلي شاه ، ولايت عراق شاهد ناامني و شورش هاي متعدد اهالي فراهان ، گلپايگان و چهارلنگ عليه حکومت قاجار بود.قشون حکومتي به فرماندهي يوسف خان گرجي قلعه زلف آباد را که محل تجمع مخالفين دولت بود با خاک يکسان کرد و جمعيت آن را قلع و قمع و پراکنده ساخت . گويا عده‌اي نيز به زير زمين پناه مي‌برند .آنگاه تصميم بر آن مي‌شود كه راهروها را به آب ببندند. در اين زمان است كه عده‌اي مي‌گريزند و عدة ديگر شايد اسير و يا كشته مي‌شوند. اما عده‌اي كه گريخته بودند. به اطراف پراكنده مي‌شوند. كه قسمتي از اين گروهها حتي خود را به ملاير نيز رسانيدند كه هم‌اكنون نيز در ملاير محله‌اي به نام محلة فراهاني‌ها وجود دارد. عدة ديگري نيز پس از ويراني شهر به روستا‌هاي اطراف رفتند. عده‌اي نيز به مزرعة فرمهين آمدند و روستاي فرمهين را بنا نهادند. از ساكنان اولية اين روستا .مي‌توان رحيمي‌ها، مومني‌ها، معظمي‌ها و عابديني‌ها را نام برد. البته امروز بيشتر ساكنان اين شهر غير بومي هستند. اكثر ساكنان اولية روستا امروزه به شهرهاي بزرگ مهاجرت كرده‌اند.


رجوعات:
1) گزارشنامه، ص 178 و تاريخ اراك، ج‏1، ص 153. 
2) گزارشنامه، ص 178-181. 
3) تاريخ اراك، ج‏3، ص 2. 
4) به لغت‏نامه دهخدا رجوع شود. 
5) گزارشنامه، ص 185. 

 

 

تاريخ قديم فرمهين و فراهان و وجه تسميه آنها

 

مطالب زير كه مربوط به تاريخ فراهان و فرمهين است را به نقل از پايگاه اطلاع رساني دانشگاه اراك براي شما مي‌نويسيم:

فراهان شامل ناحيه ي وسيعي است بين شهرستانهاي اراك و تفرش و آشتيان. اين ناحيه ي بسيار كهن از دوران مادها تا كنون يادگارهائي در خود نگه داشته است كه حين تحقيق با آن اسامي آشنا خواهيم شد.
قديمي ترين سندي كه در آن از فراهان نام رفته است تاريخ قم است مربوط به سال 378 هجري قمري يعني بيش از هزار سال پيش كه در آن زمان روستاي فراهان جزء شهرستان قم بوده ، توضيح  آنكه در تقسيمات كشوري دوره هخامنشي ايران به چند استان و هر استان به چند رستاك يا تسوج تقسيم ميشده كه روستاك يا روستاق كه معرب آن است شامل چند ده يا ديه بوده است.
حمدالله  مستوفي در نزهت القلوب ص 75 در قسمت عراق حجم، فراهان را ولايت آورده است چنين ميگويد. «فراهان ولايتي است و در ديه ها معتبر بود، ديه ساروق را دارلملك آنجا و طهمورث ساخت، اكنون دولت آباد و ماستر معظم قراي آنجاست» اكثر قريب باتفاق مسالك و ممالك از فراهان نام برده اند.
زنده ياد استاد دهگان در گزارشنامه ص 282-181 چنين آورده است. «00000 و اما واژه فراهان بطورقطع مركب از دو عضو است كه خوشبختانه هر دو عضو زنده و  در اسماء امكنه متداول ميباشند. «فره» به فتح اول و ثاني به معني شكوه است عضو دوم يعني «آن» يكمن علامت جمع باشد » تا اينجا وجه تسميه از استاد دهگان اما نظر و اعتقاد اينجانب راجع به فراهان، واژه فراهان بدون شك مركب است به دو صورت.
فر+هان و يا فراه + آن.
فر يا خره خلاصه و جوهر آتش است، در اوستا موسوم به «خوارنگهه » كه در پهلوي خره و در فارسي فره ميگوئيم و آن عبارت است از فروغ يا بزرگي و شكوه كه از طرف اهورا مزدا به پيامبرش بخشيده مي شود.
ميدانيم كه فراهان از لحاظ زبان شناسي و ريشه يابي با تعداد زيادي از واژه هاي مادي و فرس هخامنشي و اوستايي هم ريشه و هم خانواده است. از جمله، فروردين فرورتيش و000 فرورتي در سنگ نوشته هاي بهستان (بيستون) آمده كه مربوط به هخامنشيان است.
و در تاريخ ماد دياكونوف، نام دومين پادشاه ماد فرورتيش ذكر شده، اين واژه در اوستا به صورت فروشي و در پهلوي فر و هر آمده و امروزه اين  واژه به غلط فروهر تلفظ ميشود.
در فرهنگ ايران باستان استاد پور داوذ ص 53 ميخوانيم فروهر مركب شده از فر+ور كه (فر) به معني پيش و «ور» داراي چندين معني است. ور= برگزيدن، گرديدن، باوركردن، بارور نمودن، آبستن كردن، پوشانده، پنهان كردن، و سينه و در اوستا «ور» به معني باغ آمده است مثلاً در واژه «ور جمشيد» به معني باغ جمشيد كياني آمده و دروازه ورچه يعني باغ كوچك.
همانطور كه اشاره شده فره در اوستا، خره يا خوره (يا واو معدوله) ميباشد و مشتقات آن عبارتند از: خرهمند، خرهناك و مانند آن كه همگي در فرهنگها به معني شوكت و شكوه و شان ميباشد.
پس با اين ترتيب فراهان = محل شكوه و جلال، اما به اعتقاد اينجانب فراهان = فر + آن كه به مرور زمان فراهان گرديده.
فراه در زبان پهلوي بمعني شهر است و نمونه آن امروزه در افغانستان شهر فر داريم «آن» يا «ان» علامت جمع است كه معني فراهان ميشود شهرهايي شهركها و همانطور كه خواهيم ديد، تعداد كثيري شهركهاي كهن در منطقه فراهان وجود داشته كه همگي به تلي از خاك بدل شده اند.
بهر صورت فراهان را ميتوان محل فر و شكوه و جلال و يا محل شهرها و شهركها معني كرد.
فرمئين FARMAIN = فرمهين
نام شهريست در فراهان كه مركز بخش نيز ميباشد.
پيشنه تاريخي اين شهر بدوران باستان ميرسد، تپه هاي قديمي و نامهاي روستاهاي پيرامون آن همگي نشانه قدمت و ديرپايي اين منطقه است، هم اكنون شهرك زير زميني ويران شده دولف آباد كه بمرور زمان زلف آباد شده است در كنار آن ميباشد. مردم منطقه ي فراهان بآنجا فرمئين گويند. اين واژه بدون شك از دوران باستان تا كنون پايدار مانده، كاوشهاي باستانشناسي و تحقيقات مردمشناسي و زبانشناسي كمك بزرگي براي شناختن منطقه خواهد بود.
واژه فرمئين يا فرمهين از دو بخش تركيب يافته است. فر+مئين يا فر+ مهين.
در مورد واژه فر در نامهاي مختلف از جمله، فراهان، بحث و بررسي شده است واژه فر، در دوران ساساني به خره XORRA يا خوره XORRA يا XVARRA بدل شده است كه بمعني ، نور، فروغ، موهبت ايزدي- بخش، حصه قسمت بوده است.
همان واژه است كه به كور يا كوره بمعني قريه و ديه آمده است. معني ايالت يا استان و گاهي معني شهر را هم داشته است مانند: حوره، اردشير- يا خوره، استخر.
خوره اردشير- شهري بوده است در فارس كه گويند اردشير ساساني آنرا ساخته است.
آن شهر امروز فيروز آباد نام دارد.
كه اكنون گرانمايه دهقان پير       همي خواندش خره، اردشير
«فردوسي»
بنابراين فره همان فر ميباشد بمعني، شان و شوكت و جلال و شكوه و شاهد آن:
سري بي تن و پهن گشته بگرز      نه شان رنگ ماند و نه فرو نه برز
«ابوشكوربلخي»
بقاش باد و بكام و مراد دل برساد          مباد خانة او خالي از سعادت و فر
«فرخي»

ز فرماه فروردين جهان چون خلد رضوان شد  
  هم حالش دگرگون شد، همه اسمش دگرسان شد

«امير معزي»
هزار بار نكوتر نبرد اين يمين              ز فر مملكت كيقباد و كيخسرو
«ابن يمين»
بنابراين فر يا فره يا خره يا خوره همگي بمعني، شوكت و شكوه و جلال، فروغ و نور ميباشند و مردم نوراني را فرمند يا فرهومند يا فرهمند گويند.
بخش دوم نام مورد بررسي مهين يا مئين ميباشد.
اگر بگوش پيرمردان منطقه ي فراهان بدقت گوش دهيم اين نام را فرمئين گويند نه فرمهين.
واژه مئين يا مهين ، چندين هزار ساله است، ريشه و بن استواري دارد، بي نام و نشان نيست و بايد گفت از وارگان دساتبري دوران صفويه نبوده، اين واژه كهنتر از تاريخ نوشته ي ايران است و پيش از مادها و هخامنشيان واژه مئين يا ميهن وجود داشته است در نامة ديني ايرانيان باستان و سنگ نبشته ها فراوان بكار رفته است.
در زبان اوستايي واژه مئث MAETHA بمعني، جاي، خانه، جاي زيست آمده است (1) از همين بن و ريشه واژه مئثن MAETHNA بمعني، ميهن، خانه جاي زيست، باشگاه مي باشد.
گفتني است كه حرف ث كه در زبان انگليسي TH كه واژه اوستائي مئثن ديده مي شود در فارسي امروزي گاهي به «هـ» تبديل مي شود مانند مئثر كه در فارسي مهر شده است و چئيثر كه در فارسي چهر گرديده همين حرف ث يا TH انگليسي گاهي به ت تغيير مي كند چنانكه ثوخش در فارسي تخشا= كوشا شده است.
بنابراين مئيثن اوستايي در فارسي، مئين يا مهن يا ميهن يا مهين گرديده است. كه در اين صورت تلفظ و گويش آهالي فراهان در مورد اين واژه درست است.
از سويي ديگر ميدانيم واژه مه MAH كه در فرهنگهاي فارسي بمعني بزرگ آمده است. در نخست مز MAZ اوستايي و مس سانسكريت MAS و در زبان پهلوي مه گرديده و فارسي دري مهتر، مهتري، مست، مهي از همان بن و ريشه است.
از همين واژه مه در زبان پهلوي (1) MEHAN ، بمعني ميهن آمده كه با واژه اوستايي MAETHANA نزديكي دارد و بمعني ميهن، خانه و اقامتگاه است.
در برهان قاطع: ميهن، بمعني حامي و آرام و بنگاه و خانمان و زاد و بوم و قبيله آمده است.
روانشاد دكتر معين، در فرهنگ فارسي، واژه ميهن را از بن اوستايي MAETHANA آورده و پهلوي آن MEHAN نوشته شده، كه بمعني محل اقامت، جاي باش (باشگاه) وطن (عربي است) زاد و بوم، دوره و خانمان مي باشد.
بدل گفت اگر جنگجويي كنم      به پيكار او سر خرديي كنم
بگويند مر دوده و ميـــهنم            كه بي سر ببينند خسته تنم
«عنصري»
اگر دورم ز ميهن و جاي خويش       مرا يار ايزد به هر كار بيش
«فردوسي»
در نوشته ها و قباله ها نام مورد بررسي فرمهين نوشته شده است.
ميهن نيز بن و ريشه اوستايي دارد. MAHIN صفت نسبي است و تركيب يافته است از مه = مز= مس بمعني بزرگ +ين ، كه نشانه نسبت است و بمعني بزرگترين.
حا سدم گويد چرا در پيشگاه مهتران          ما ذليليم و حقير و تو، اميني و مهين
«منوچهري»
بنابراين معني واژه مورد بحث ميشود، جايگاه، خانمان يا ميهن و سرزمين با شكوه و فر.
ياقوت در معجم البلدان از چند شهر نام ميبرد كه واژه اوستائي، مئيثن يا ميهن در آنها بجاي مانده است.
خشميئن = خوش ميهن، ارتخشميئن = اردشير ميهن، خورميئن = خورشيد ميهن براي آگاهي بيشتر از واژه ميهن به فرهنگ ايران باستان بخش نخست نگارش پور داود مراجعه فرمايند.

 

تارگاه فرهنگي فرمهین (غير وابسته به هر گونه ارگان دولتي و غير دولتي).