Free Web Hosting by Netfirms
Web Hosting by Netfirms | Free Domain Names by Netfirms

 

http:\\farmahin.netfirms.com

   ایام پر برکت ماه شعبان المعظم بر مشتاقان فرج مبارک باد --- به وب سايت فرمهين خوش آمديد --- براي ارسال عکسهاي خود در باره فرمهين از اين ايميل استفاده کنيد: farmahinweb@yahoo.com ---          براي بهتر ديدن مطالب سايت فونت Nazli را نصب كنيد.       براي لود كامل صفحه كمي صبر كنيد

خانه

نظرات

آشنايی با فرمهين

مراسم

مذهبی

گويش

به روايت دهخدا

نقشه فراهان

عكسها

جستجو در اين وب سايت و سراسر وب:

گفتگو و تبادل نظر با ساير فرمهيني‌ها در سراسر جهان در
گروه فرمهين.
 با عضويت در اين گروه مي‌توانيد مطلب بفرستيد، فايل آپلود کنيد و ...

 

گويش در فرمهين

 

 

امروزه با توجه به ورود رسانه هاي شنيداري بسيار به معرض تماس با مردم، بالأخص رسانه‌اي مانند صدا و سيما بايد گفت متأسّفانه لهجه‌هاي محلّي و گويشهاي مختلف كه بخش اعظمي از خورده فرهنگهاي ايران مي‌باشند در حال مرگند. بي‌توجهي به اين بخش از فرهنگ اين مملكت جاي سؤال دارد. البته اين موج از زمان رضا خان پهلوي آغاز شده و سابقه‌اي هشتاد و چند ساله دارد. وقتي رضا خان پهلوي با حمايت انگليس از خارج و حزب تجدد از داخل ايران به قدرت دست يافت، زمان آن فرا رسيد تا رضا خان اهداف مخرّب حزب تجدد و آمال پست خويش را به اجرا در آورد. او با تكيه بر شعار حزب يعني «تجدد خواهي آمرانه با يك ديكتاتوري انقلابي» مهلك‌ترين ضربه‌ها را به پيكره فرهنگ اين كشور وارد ساخت. او با اسكان عشاير ،متحد الشكل كردن لباس، كشف حجاب و بالأخره مبارزه با لهجه‌ها و گويشها و زبانهاي مختلف در ايران خود را به اين اهداف كوته بينانه نزديك‌تر كرد. در ادامه و پس از ورود چيزي مثل راديو و پس از آن تلويزيون به اجتماع ايراني اين اهداف بسيار آسان‌تر از گذشته دنبال مي‌شد. سالها تلويزيون با لباسهاي فرنگي و استفاده از لهجة تهراني در ميان مردم نفوذ كرده و حتي سنتهاي ايراني را دستماية خنده و تمسخر قرار مي‌داد. به اين ترتيب فرهنگ ايران به سوي همسان سازي حركت مي‌نمود. حتي پس از انقلاب نيز تغيير چنداني در اين زمينه به وجود نيامد فقط اندكي در لباسها تغيير ايجاد شد، كه البته ديگر دير شده بود. با اين وجود هنوز هم جاي تلاش در اين زمينه به خصوص از طريق شبكه‌هاي استاني صدا و سيما وجود دارد. ولي در اين خصوص كوتاهي صورت مي‌گيرد و شبكه‌هاي استاني نيز آن تلاش متوقّع را براي اين كار انجام نمي‌دهند. مشاهده مي‌شود كه در يك شبكة استاني هنوز هم مجري، همان مجري شبكه‌هاي ملّي را الگو قرار مي‌دهد. حتي هر كس بيشتر شبيه به مجريهاي شبكه‌هاي ملّي باشد، اقبال بيشتري براي پذيرفته شدن در شبكة استاني دارد. حتّي افراد به خاطر داشتن ته مايه اي از لهجة همان استان در مصاحبه ورودي رد مي‌شوند! شايد تصور بر اين است كه اهالي آن استان توانايي فهم سخنان اين افراد را ندارند! به همين ترتيب امروزه شاهديم: در روستاها و شهرهاي هر استاني ، هر كودكي كه به دنيا مي‌آيد ، عليرغم وجود لهجة محلي در اطراف او مجبور مي‌شود با لهجة تلويزيوني حرف بزند. در همين راستا شاهديم كه حرف زدن مخصوصاً در دختران در قياس با والدينشان تفاوت از زمين تا آسمان است.  باري سخن كوتاه كرده و به اصل مطلب مي‌پردازيم. دليل پرداختن به اين مسأله در اين جا، احساس خطري است كه به سادگي قابل درك است و آن همان گونه كه در ابتدا گفته شد اين است كه لهجه‌ها در حال مرگند. اميد است اين قبيل مطالب بتواند لا اقل اين روند نابودي را كند تر كند. تا چه باشد چاره اندر اين مجال.

گويش فرمهيني از ديد يك ناظر خارجي بسيار شبيه به گويشهاي اراكي، گلپايگاني، آشتياني و ساير مناطق اطراف مي‌باشد. امّا بايد گفت: اين مطلب در همه جاي ايران به اين شكل است كه هر منطقه هر روستا و حتي گاهي هر محلّه‌اي لهجة خاص خود را دارد. در مورد فرمهين توضيحات ذيل به ضروري به نظر مي‌رسد:

  1. اين روستا (و هم اكنون شهر) چندين و چند واژة مخصوص به خود و دهات اطراف دارد كه در ساير نقاط ايران ممكن است قابل فهم نباشد. تعدادي از اين لغات و اصطلاحات جمع آوري شده و در همين پايگاه (تارگاه) در دسترس خواهد بود.

  2. در لهجة فرمهيني كلمات با حالت كمابيش كشيده (كش دار) و با خروج مقداري از صوت از طريق بيني تلفظ مي‌شوند.

  3. مصوت هاي بلند به همان شكل فارسي معيار و از مصوت هاي كوتاه نيز مصوت «_ُ» به همان شكل رايج تلفظ مي‌شود. امّا در مورد مصوت «_َ» و «_ِ» بايد گفت:

    • در تمامي هجاهاي كوتاه اين مصوت به صورت چيزي شبيه به مصوت«_ِ» كه كمي متمايل به «_َ» است، تلفظ مي‌شود. البته برخي از اهالي آن را كاملاً  شبيه به «_ِ» تلفظ مي‌كنند. مثل حركت نون در كلمة «نرو».

    • در هجاهاي كشيده و بلند، اگر اين مصوت قبل از صداهاي «ع و ء» و «ه و ح» ساكن  بيايد تبديل به يك صداي «_َ» كشيده مي‌شود وحرف ساكن حذف مي‌شود مثل «معلوم» و اگر قبل از «غ و ق» و «خ» ساكن بيايد به همان شكلِ «_َ» تلفظ مي‌شود مثل «حَق». در ساير موارد بيشتر همان صداي «_ِ» متمايل به «_َ» را مي‌دهد مثل «دم» ولي گاهي هم صداي «_َ» را مي‌دهد مثل «خَم».

    • گاهي «-َ» تبديل به «ا» مي‌شود. مثال: واژه «عمو» كه «عامو» تلفظ مي‌شود.

    • گاهي «-ِ» تبديل به «ي» مي‌شود و يا اشباع مي‌شود. مثال: واژه «پسر» كه «پيسر» تلفظ مي‌شود يا در واژه «علي زضا» حركت «ر» تا حدي اشباع مي‌شود.

  4. در هجاهايي كه صداهاي «ع و ء» و «ه و ح» ساكن دارند اين حرف ساكن حذف شده و در ازاي آن مصوت حرف ابتدايي هجا كشيده تلفظ مي‌شود. مانند: «محمود» و «مِهري» و «معلوم» و «مأمور». البته گاهي حرف «ه» ساكن چنانچه در ادامه مي‌بينيد قلب به «ي» مي‌شود. مانند «مهمان» كه مي‌شود «ميمان» . گاهي نيز خود هجاي بلند شامل اين صداهاي صامت  نيست بلكه هجاي بعد با يكي از اين صداها شروع مي‌شود. در اين موارد نيز مصوت اين هجاي بلند كشيده مي‌شود و آن صامت حذف مي‌شود مانند: «مسعود» كه به اين شكل تلفظ مي‌شود: «م»+_َ+_َ+ «سود».

  5. در تلفظ كلمات استثناهايي هم وجود دارد.

  6. براي جمع بستن از «ا» كه به جاي «ها» در فارسي معيار است، استفاده مي‌شود. مثلاً داريم «درختا» (درختها)

  7. به جاي «را» در كلماتي كه به يك صامت ختم مي‌شوند «ا» مي‌آيد ولي در كلمات مختوم به مصوت همان «را» استفاده مي‌شود. مثلاً داريم: «درختا» (درخت را) و «خانه‌آ» (خانه را)

  8. در بعضي از كلمات حروف جابه‌جا مي‌شوند. مثلاً به جاي «بفروشم» گفته مي‌شود «بِرفوشُم» ( «ر» ساكن است)

  9. بعضي حروف نيز در مواجهه با ديگر حروف به حرف ديگري قلب مي‌شوند. كه البته بعضي از اينها در ساير لهجه‌ها نيز موجود است. مثلاً به جاي «مسجد» گفته مي‌شود «مچّد» و توضيح آن به اين شرح است:

    • هر گاه «س» ساكن به «ت» ساكن برسد «ت» قلب به «س» مي‌شود. مثل «بستني» كه مي‌شود: «بسّني».

    • گاهي «ج» و «ه» ساكن قلب به «ي» مي‌شوند. مثل «مجلس» و «مِهدي» كه مي‌شوند: «ميلس» و «ميدي».

    • گاهي «ق» ساكن قلب به «خ» مي‌شود. مثل «وقت» و «مقصود» كه مي‌شوند: «وخت» و «مخصود»

    • گاهي «ت» تبديل به «د» مي‌شود. مثل «فتنه» كه مي‌شود «فدنه» يا «هفته» كه مي‌شود: «هفده»

  10. در مورد افعال نيز بايد گفت به شيوه‌هاي متفاوت صرف مي‌شوند.

    • معمولاً حرف پيشوند «ب» در ابتداي همة افعال مي‌آيد. چه در ماضي چه مضارع . مثلاً گفته مي‌شود: «بيٌردُم» (آوردم) يا «ببُردم»(بردم)

    • در افعال دوم شخص و سوم شخص جمع معمولاً يك «ان» به فعل اضافه مي‌شود. مثل «بريمان» (برويم)

    • در صرف ماضي بعيد پسوندها به طور مثال در فعل خوردن اين گونه اند: «خوردِم»، «خوردِيْ»، «خورده»، «خوردِيْمان»يا«خوردِيْم»، «خوردِيْتان»يا«خوردِيْت» و «خوردِن» و در ساير افعال نيز به همين صورت. توجه داشته باشيد كه در اين افعال «ي» ساكن است.

    • در افعال مركب معمولاً پيشوند «بـ»ي ماضي، مضارع يا امر گفته نمي‌شود. مثل «دسِّت گير»( دستت بگير) يا «پِس دُم» (پس بدهم)

    • در افعال استمراري منفي، پيشوند «نمي» به صورت «نيم» تلفظ مي‌شود. مثل «نيمخوام»(نمي‌خواهم)

  11. كسرة اضافه بين اسمها به كار نمي‌رود. مثلاً «سرِ من» مي‌شود: «سرْ مُن»

  12. در اضافه شدن اسم به يك ضمير متصل تا زماني كه تلفظ سخت نشود مابين آن دو، مصوت اضافه به كار نمي‌رود. مثلاً براي كلمة «سر» داريم: «سرُم، «سرِت»، «سرِش»، «سرْمان»، «سرْتان» و «سرْشان». لازم به ذكر است در كلماتي كه مصوت اضافه را پذيرفتند اگر مصوتي به ضمير اضافه شود آن مصوت اضافه حذف خواهد شد. مثلاً در «سرُم» (سَرَم) اگر «ا» (را) به آن اضافه شود، داريم: «سرْما» («ر» ساكن است).

  13. وقتي كلمات مختوم به «ه» مانند «خانه» با «ا» (ها) جمع بسته شوند «ه» حذف مي‌شود. در مورد «خانه» داريم: «خانا» (خانه‌ها).

  14. به طور كلي اگر صامتهاي حلقيِ «ه و ح» و «ء و ع» در ابتداي كلام نباشند قابليت تلفظ ندارند و به جاي آنها مصوت قبل از آنها كشيده تر تلفظ مي‌شود تا جاي خالي آنها را پر كند. شايد هم بتوان گفت يك صامت بسيار خفيف متمايل به همزه به جاي آنها مي‌نشيند. مثلاً به جاي «محبوبه» گفته مي‌شود: «مَـَبوبه» (حركت «م» كشيده شده است) و به جاي «مشهد» گفته مي‌شود: «مِـَشد» (حركت «م» كه چيزي شبيه به«-ِ» است كشيده شده است). بايد توجه كرد كه حتي در كلمات مبتدي به اين صامتها نيز در قالب يك تركيب همين اتفاق مي‌افتد. مثلاً در جمع دو كلمة «مشد» و «حسين» داريم: «مشدُسين» البته اينجا ديگر مصوت «-ُ» كشيده نمي‌شود و تنها «ح» حذف مي‌شود.

  15. به علت همزيستي با مردم ترك كه نيمي از فراهان را شامل مي‌شوند، كلمات تركي بسياري در اين گويش وارد شده است. مثلاً «قاين» با معني -هرچند اشتباه- پدر يا مادر همسر و «آباجي» به معني خواهر اين گونه‌اند.

  16. در جملاتي که حرف ربطِ «به» و يک ضمير منفصل به کار مي‌رود، اگر تأکيد جمله بر روي ضمير نباشد از ضمير متصل به جاي ضمير منفصل استفاده مي‌شود که اين در ساير لهجه‌ها نيز وجود دارد. البته يک ميانجي که «ش» مي‌باشد، ميان «به» و ضمير قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال جملة «به من گفت» به اين شکل گفته مي‌شود: «بشُم گفت».

 

 

 

 

 

تارگاه فرهنگي فرمهین (غير وابسته به هر گونه ارگان دولتي و غير دولتي).